از لابه لای توده انبوه مه و دود
یک بادبان مبهم بر چشم میخورد
در جستجوی چیست در آن دور دورها
کا ینسان بشوق, سینه امواج می درد
گم کرده است در وطن, خویشتن چرا؟
وین آرزوی چیست که همراه میبرد
گردیده موجهای کف آلود پایکوب
همراه با حماسه باد ستیزه جو
پشت دکل خمیده گشته از نفیر باد
فریاد جیر جیر بیرون آ رد از گلو
دارد ز بخت نیک نه پرهیزو نی گریز
سر گشته است و غلطان در بهر آرزو
بر روی موجهای درخشان لاجورد
بالای اوست اشعه زرین آفتاب
لیکن برای طوفان, گردیده بی قرار
کا ینسان بکام موج روان گشته با شتاب
آری بجسته است از ساحل مراد خویش
شاید شود ز جنبش گرداب کامیاب
شعر از لر مو نتف شاعر روس برگردان به
فارسی دکتررحمان حلوی
یک بادبان مبهم بر چشم میخورد
در جستجوی چیست در آن دور دورها
کا ینسان بشوق, سینه امواج می درد
گم کرده است در وطن, خویشتن چرا؟
وین آرزوی چیست که همراه میبرد
گردیده موجهای کف آلود پایکوب
همراه با حماسه باد ستیزه جو
پشت دکل خمیده گشته از نفیر باد فریاد جیر جیر بیرون آ رد از گلو
دارد ز بخت نیک نه پرهیزو نی گریز
سر گشته است و غلطان در بهر آرزو
بر روی موجهای درخشان لاجورد
بالای اوست اشعه زرین آفتاب
لیکن برای طوفان, گردیده بی قرار
کا ینسان بکام موج روان گشته با شتاب
آری بجسته است از ساحل مراد خویش
شاید شود ز جنبش گرداب کامیاب
شعر از لر مو نتف شاعر روس برگردان به
فارسی دکتررحمان حلوی
.jpg)
No comments:
Post a Comment